تبليغاتX
پسری در فضا







پسری در فضا

پرسیدند:بهشت را می خواهی یا دوست؟گفتم:جهنم است بهشت بی دوست.

سفر به طالقان

به نام خداوند بخشنده مهربان

سلاااااااااااااام...و شاید آخرین سلام من....

خواستم آخرین آپمو درباره سیزده به در در طالقان بنویسم.

آخرین مطلبم طولانیه، ولی سعی کنید همشو بخونید....قشنگه....

می دونم خیلی از شما نمی دونید طالقان کجاست، پس یه خورده دربارش توضیح

میدم:

تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

شهر طالقان در شمال غربی استان تهران قرار داره و از تهران تا اول

جاده طالقان، حدود 120 کیلومتر راهه.(تازه تا اول جاده 120 کیلومتره که حدودا

میشه 1 ساعت....بعد که رسیدیم به جاده حدود1ساعت و نیم راهه تا برسیم به

جای خوش آب و هواش(تازه اول شهر!))

بین کوههای البرز قرار داره و تو تابستون دمای شبهاش به نزدیک 0 درجه هم میرسه!

ولی تا دلتون بخواد جنگل و دشت سرسبز داره. رود شاهرود هم از طالقان میگذره.

تازه سد بزرگ طالقانم اونجاست. (آخر مطلب هم می تونید عکس هایی رو که گرفتم ببینین!)تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

چهار شنبه دوازدهم، به قصد سیزده به در، به سمت طالقان راه افتادیم.

چون ترافیک بود، سه ساعته رسیدیم.

تازه ساعت چهار بود و هوا ملایم.

سه تا ماشین بودیم. یه ربعی دنبال جا گشتیم تا ماشینا رو بذاریم.

رفتیم تو خونه. سریع یه پلیور پوشیدیم و رفتیم سراغ گرم کردن اتاق.

همینجوری گذشت .... ساعت 8یا 9 بود که تصمیم گرفتیم بریم لب رودخونه.

راه افتادیم....سگ های ده نگهبانیشونو شروع کرده بودن و تا رسیدن به ما پارس

کردن....با یه تیکه گوشت ساکت شدن!

رسیدیم لب آبتصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.com.... رفتیم چوب جمع کردیم....بعد یه آتیش بزرگ درست

کردیم....

همه دورش جمع شدن که گرم شن.

چند تا سیب زمینی انداختیم تو آتیش....

منم رفتم دور از آتیش تا با تلسکوپ ماه رو رصد کنم. آخه شب هاش پر ستاره ست و

هوای صاف و بدون دود داره.

بعد از چند دقیقه رفتم سراغ سیب زمینیم.....از آتیش درش آوردم....حسابی پخته

بود....پوستشو کندم و نمک ریختم روش....تو سرما خیلی میچسبه.....(جاتون خالی)

خوردمش....خیلی خوشمزه بود!

بعد که خسته شدیم ساعت 11 برگشتیم خونه.

رفتیم تو اتاق دیدیم هوا گرم شده....بعد رفتیم زیر لاحاف تلوزیون دیدیم!

بعد که خوابمون گرفت مجبور شدیم از چند تا لاحاف کمک بگیریم تا بخوابیم!

صبح زود ساعت 10(!) بیدار شدم....بعد از خوردن صبحانه رفتیم توی یه باغ. بعد

وسایل رو گذاشتیم....آتیش درست کردیم تا ذغال

درست شه که جوجه، کباب کنیم.(کاملا طبیعی(بدون نفت))

بعد یه خورده فوتبال و والیبال بازی کردیم.

خسته که شدیم، رفتیم لب آب یه آبی به صورتمون زدیم، یخ زدیم برگشتیم سر بازی.

بعد دو تا ماشین دیگه هم به ما پیوستن(عموم اینا).

بعد سرآشپز(مامانم) جوجه ها رو داد به داییم تا بذاره رو ذغالهایی که درست کرده

بود.(جاتون خالی)چه بویی می اومد....

داییم با سیخ های جوجه اومد....به هر کی یه سیخ داد....به من که رسید دو تا

گرفتم!

خیلی گشنم بود....پس زود تر از بقیه شروع کردم...

آروم آروم هوا سرد شد.....

طرف ساعت 6 بود که برگشتیم خونه.....دیگه کامل هوا گرم شده بود.

تا ساعت 1:30 شب حرف می زدیم و می خندیدیم تا اینکه خوابم برد.

وقتی بیدار شدم متحیر بودم که چه قدر سریع این دو روز گذشت.

بعد که زمان برگشت رسید، من رفتم یه دور تو باغ ها بزنم......هوای خنک ،نم نم

بارون، رقص شکوفه ها، آخرین چیزهایی بود که من دیدم....

بعد...................برگشتیم.

امیدوارم از آخرین مطلب من خوشتون اومده باشه....هر کی بدون نظر از وبم بره

بیرون خیلی بی معرفته....

خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااحافظ

عکس های طالقان:

اینم نمایی از دهکده زیبای گوران طالقان:

 

اینم سد بزرگ طالقان:

 

(اگه شد چند تا عکسم اضافه می کنم)

 

+ نوشته شده درجمعه 21 فروردین1388ساعت 14:25   عرفان  | 

زمان

وااااااااااااااااااااااااااااای

چقدر زود گذشت.......

7 روز از عید.........

یادمه که 3 روز قبل از عید پیش خودم می گفتم خدا کنه این ۱۴،۱۳ روز خیلی دیر

بگذره.

ولی مثل روز های دیگه گذشت.

چند روز دیگه باید برم مدرسه.

سرعت زمانو می بینین؟

انگار همین دیروز بود اومده بودم دبیرستان ، اما دو سال گذشت.

.

.

.

.

من یه آرزو دارم....

این که زمان اونقدر دیر بگذره تا امتحان های خرداد دیر بیاد سراغم!

نمی دونم چه جوری خودمو آماده امتحانات کنم....

ولی یه چیز رو خوب میدونم.....

این که مامانم میگه باید بری پیک شادیتو(!) حل کنی!

 

+ نوشته شده درجمعه 7 فروردین1388ساعت 15:58   عرفان  | 

حتما بخونید!

لباس خوشگلامو پوشیدم.....

رفتم جلو آینه موهامو شونه کردم.....

به خودم عطر زدم.....

یه بار دیگه رفتم جلو آینه تا مطمئن شم خوشگل شدم.....

رفتم طبقه پایین پیش مامان بزرگم......

سلام کردم.....

نشستم.....

عموهام با خانوادشون اومدن تو......

باهاشون سلام علیک کردم.....

باز نشستم....

شروع کردم به دعا کردن....

مامان بابام با داداشم اومدن تو.....

سلام کردم....

نشستند.....

دورو برم رو نگاه کردم.....

همه داشتن پیش خودشون دعا می کردن.....

به شمارش معکوس تلوزیون نگاه کردم.....

1،2،3،4،5،6،7،8،9،10،......

0.......

همه بلند شدن.....

به هم دیگه تبریک گفتن.....

با هم روبوسی کردن.....

رفتم سراغ مامان بزرگم.....

عیدیمو گرفتم.....

بعد رفتم پیش عموهام.....

ازشون عیدیمو گرفتم......

نوبت مامان بابام بود....

رفتم طرفشون.....

لای قرآن رو باز کردن.....

اسکناس نارنجی ها رو برداشتم.....

تبریک گفتم.....

سریع رفتم بالا......

(دوباره) سریع عیدیامو شموردم.....

(بازم) سریع عیدیامو شموردم.....

(از نو) سریع عیدیامو شموردم.....

.

.

.

.

.

.

کیف پولمو برداشتم.......

عیدی هامو گذاشتم اون تو.....

بعد خدا رو شکر کردم.....

که عیدی هام تو اولین روز سال88 بیشتر از 13 روز پارسال بود.....

               (البته بازم سریع عیدیامو شموردم.....!)

--------------------------------------------------------------------------------------

پاورقی:

                  *داداشم هم عیدیاشو شمورد.....(خیلی)

                  *مامان بابام هم عیدیاشون زیاد نبود چون دیگه از اونا گذشته وگرنه

                    اوناهم  عیدیاشونو میشموردن(خیلی)!

 

+ نوشته شده درشنبه 1 فروردین1388ساعت 23:54   عرفان  | 

عید نوروز مبارک!

از وجودتان عطر بهاران خوش باد

                                                                                       (مختصر و مفید....)

عیدتون مبارک!تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

 

 

+ نوشته شده درچهارشنبه 28 اسفند1387ساعت 22:29   عرفان  | 

دایره المعارف زیر 6 سال:چطور کفر مامان رو در بیاریم!

دایره المعارف زیر 6 سال:چطور کفر مامان رو در بیاریم!

 

آموزش برای زیر شش ساله ها!

 

تا دیدی مامان دوربین فیلم برداری رو آورده تا از کار قشنگی که داری میکنی فیلم

بگیره، دیگه اون کارو نکن . بعد که مامان دوربین رو گذاشت سرجاش ، دوباره همون

کار قشنگه رو بکن!

 

با هر اسباب بازی فقط یه بار بازی کن!

 

وقتی مامان تو رو می بره مهد کودک ، حسابی گریه زاری کن. بد نیست مامان یه

کمی وجدان درد بگیره!

 

تو سینما یه هو جیغ بکش!

 

گوشواره مامانو بکش!

 

وقتی مامان انگشتشو می کنه توی دهانت تا ببینه دندون تازه درآوردی یا نه ، گازش

بگیر تا بفهمه که دندون درآوردی!

 

اگه گفتی کاغذ توالت چند متره؟!

 

آرد+ آب=ماکارونی!

 

زمستونا وقتی مامان لباس زمستونی ات رو تنت کرد که برین بیرون ، یه هو بگو باید

بری دستشویی!

 

هشدار ! اگه مامان میگه این چیز واسه تو خوبه ، بدون که اصلا هیجان نداره!

 

ته بستنی قیفی جایزه هست. اول ته شو بخور!

 

با مامان قایم موشک بازی کن و اون قدر بیرون نیا که یه عالمه آدم با لباس پلیس

بریزن توی خونه تون!

 

وقتی جمله « دیوار موش داره ، موش هم گوش داره » رو شنیدی ، حسابی گوشاتو

تیز کن!

 

دوست داری همه بخندن ؟ به مامان بگو تنهایی می ترسی بری روی سرسره تا اون

هم باهات بیاد!

 

اگر هی بپرسی « این چیه؟ اون چیه؟ » مامان صورتش یواش یواش سرخ می شه؟

 

وقتی مامان داره حساب کتاب می کنه ، از یک تا ده تند تند بشمار!

 

می دونی بهترین هدیه برای مامان چیه؟ یه مارمولک خوشگل مرده!

 

جالب بود نه؟

مطمئنم شما ها هم بچه بودین از این کارا می کردین....من که اینجوری بودم!!

نظر یادتون نره!

 

+ نوشته شده درچهارشنبه 21 اسفند1387ساعت 15:47   عرفان  | 

اندر لطایف روزگار

به نام خداوند بخشنده مهربان

سلامممممم

چه طورین؟؟؟؟؟؟

بالاخره آپ شدم...

داشتم فکر می کردم چی بذارم رو وبم.....

به این نتیجه رسیدم که از لطایف زمان گذشته بذارم تا فراموش نشن...

ولی خودمونیما قشنگن:

                        

آداب غسل کردن

"ابو منصور سجستانی" فقیه را پرسیدند که چون در صحرایی بر سر چشمه رسیم و

خواهیم که غسلی برآریم ، روی به کدام سمت کنیم؟

گفت:به سمت جامه های خود،تا دزد نبرد!                      (لطائف الطوایف)

                        

مشورت با نا اهل

شخصی با دوستی گفت : مرا چشم درد می کند ، تدبیر چه باشد؟

گفت: مرا پارسال دندان درد می کرد، بر کندم!                 (رساله ی دلگشا)

                        

مگر او را به خانه ما می برند؟

جنازه ای را بر راهی می بردند. درویشی با پسر بر سر راه ایستاده بودند. پسر از پدر

پرسید که: بابا، در اینجا چیست؟

گفت: آدمی!

گفت: کجاش می برند؟

گفت: به جایی که نه خوردنی باشد نه نوشیدنی ، نه نان ، نه آب ، نه هیزم ، نه آتش

، نه زر، نه سیم ، نه بوریا ، نه گلیم.

گفت: بابا ، مگر او را به خانه ی ما می برند؟!                 (رساله ی دلگشا)

 

می ترسم منجر به سجود شود

شخصی خانه به کرایه گرفته بود. چوبهای سقفش بسیار صدا می کرد. به خداوند

خانه ، از بهر مرمٌت آن سخن بگشاد.

پاسخ داد که:

_ چوبهای سقف ذکر خداوند می کنند.

گفت: نیک است اما می ترسم این ذکر منجر به سجود شود!   

                                                                (رساله ی دلگشا)

                       

در میدان جنگ

شخصی با سپری بزرگ به جنگ کفار رفته بود. از قلعه ، سنگی بزرگ بر سرش زدند

و بشکستند.

 برنجید و گفت: ای مردک! کوری ، سپری بدین بزرگی را نمی بینی! سنگ بر سر من

میزنی؟!                                                          (رساله ی دلگشا)

 داماد و پدر زن

شخصی که زن بد اخلاقی گرفته بود بالاخره مجبور شد که آن زن را کتک بزند. زن

شکایت نزد پدر خود برد. پدر نیز به نوبه ی خود او را کتک زده گفت:

_ حالا برو به داماد بگو که اگر تو دختر مرا کتک زدی ، من هم تلافی نموده در عوض زن

تو را کتک زدم!                                              (کشکول شیخ بهایی)

نظر یادتون نره!

 

 

 

+ نوشته شده درچهارشنبه 14 اسفند1387ساعت 17:26   عرفان  | 

نوشته های زیبا

 خداوندا........من با همه کوچکیم یک چیز بیشتر از تو دارم.......اون هم خدایی چون تو دارم و توخدایی چون

خودت نداری....

سلام

چه طورین؟؟؟؟

من تصمیم گرفتم امروز تغییر کنم....یعنی از فوتبال و خاطره و اینها اومدم بیرون.....

من چند خطی نوشتم تا کمی روش فکر کنید:

لحظات را گذراندیم تا به خوشبختی برسیم....اما افسوس که ندانستیم خوشبختی همان لخظاتی بود که

گذشت.

قسنگیه باران این است که هر چقدر زیر آن گریه کنی کسی نمیفهمد.

هر وقت که خوشحال بودی آروم بخند که غم بیدار نشه.......و هر وقت که ناراخت بودی آروم گریه کن تا شادی

نا امید نشه...

حالا سخنانی از بزرگان:

خداوندا...مگذار آنچه را که خق میدانم به خاطر آنچه که بد میداند کتمان کنم.(دکتر شریعتی)

بزرگترین افسوس آدمی این است که حس میکند می خواهد اما نمی تواند و به یاد می آورد زمانی را که می

توانست اما نخواست.(زرتشت)

تفکر کن....توکل کن...آنگاه دستهای خداوند را میبینی که زود تر از تو دست به کار شده اند.(امام علی (ع))

ترجیح می دهم سوار دوچرخم باشم و به خدا فکر کنم تا در کلیسا به دوچرخم فکر کنم.(آلبرت انیشتین)

.

.

.

نظر یادتون نره

+ نوشته شده دردوشنبه 5 اسفند1387ساعت 17:10   عرفان  | 

منچستر یونایتد2

شهر منچستر با داشتن موقعيت قوی تجاری واستاديوم بزرگی چون

الدترافورد، تا به حال با موفقیت ميزبان بازی‌های عمده‌ای بوده كه آخرين

بار آن بازی نهایی ليگ قهرمانان اروپا در سال ۲۰۰۲-۲۰۰۳ بين تيم‌های

يوونتوس و ميلان بود. با اين حال نبايد توفيق منچستر را از لحاظ فوتبال

تنها به اين استاديوم اختصاص داد و بايد عواملی چون باشگاه‌های

حرفه‌ای كه بالغ بر ۸ تيم است را به آن اضافه كرد . البته موفقيت اين

شهر تجاری تنها به خاطر فوتبال نيست ، بلكه بايد عواملی ديگر چون ا

نقلاب صنعتی كه از منچستر شهری مدرن خصوصاً در صنعت نساجی

ساخت را در آن سهيم كرد. از لحاظ منابع تفريحی و ورزشی، منچستر

بعد از دوران تجدد تقريباً به شهری كامل بدل شده‌است .

 

منچستر یونایتد در گذر زمان

 

این باشگاه در سال ۱۸۷۸ توسط موسسه لانکاشایر و یورک شایر

متعلق به کارکنان راه‌آهن تأسیس شد. در سال ۱۸۸۵ تیم فوتبال

حرفه‌ای را بنیان نهاد و در سال ۱۹۰۲ به همین نام شناخته شد. این

باشگاه از آن مردان عادی جامعه بود؛ افرادی که در شرکت راه‌آهن یا

کارخانه‌های ذغال سنگ کار می‌کردند و برای تفریح به این باشگاه

می‌آمدند و عضو آن بودند .

 اعضای این باشگاه در سال ۱۸۸۶ اولین افتخار خود را کسب کردند.

آن‌ها توانستند جامی که خود آن را ترتیب داده بودند را دریافت کنند. نام

این جام « سنیور کاپ منچستر» بود که برای شرکت در آن مسابفات،

مسئولان شرط سنی قائل نشدند و به همین دلیل بازیکنان قدیمی

باشگاه نیز در آن بازی کردند! با كار و تلاش فراوان، تيم در سال ۱۸۹۲ به

ليگ انگليس ملحق گردید ولی در سال ۱۹۰۲ آن‌ها با بدشانسی مواجه

و ورشکسته شدند . پس از ورشکستگی باشگاه، فردی به نام هری

استافورد آن را خرید و روی باشگاه و تیم سرمایه‌گذاری کرد.

در سال ۱۹۰۳ به طور رسمی اولین مربی برای باشگاه استخدام شد.

او ارنست ماگنل نام داشت و تحت نظارت او روز به روز بر کیفیت بازی

منچستری‌ها افزوده می‌شد. آنها راه ترقی را خوب پیدا کرده بودند. یکی

از خریدهای آن روزهای منچستر بیلی مردیت بود که یکی از بهترین‌های

آن زمان فوتبال بود. آنها توانستند با مردیت اولین عنوان قهرمانی رسمی

خود را در لیگ انگلستان که به تازگی حرفه‌ای شده بود جشن بگیرند.

باشگاه منچستر در سال ۱۹۱۰ از مکان اصلی خود واقع در خیابان بانک،

به محله ی ترافورد منتقل شد.

 

شیاطین سرخ

 

تيم فعلی منچستر یونایتد حاصل تلاش سخت مربیان در طول بیش از

چهار دهه‌است. در سال ۱۹۵۸ طی حادثه‌ای غم‌انگيز بيشتر شاگردان

مربی موفق تیم -بازبی- بر اثر سانحه هوايی كشته شدند. پس از این

سانحه، بازبی با مدیریت صحیح و با استفاده از بازماندگان تيم و نفرات

جدید موفق شد تیم خود را از نو بسازد و عامل قهرمانی غرورانگيز اين

تيم در مسابقات جام قهرمان اروپا در فصل ۶۸-۱۹۶۷ شود. اين افتخاری

بود كه بازبی به‌عنوان اولين انگليسی موفق به انجام آن شد. آن‌ها بار

ديگر توانستند اين افتخار را در زمان سر الكس فرگوسن در سال ۱۹۹۹ و

در يك فينال سخت و به ياد ماندنی تكرار كنند و تيمشان را صاحب

دومين افتخار اروپايی كنند. در آن زمان منچستر یونایتد در وقتهای تلف

شده نيمه دوم و در شرايطی كه هيچ اميدی به پيروزی نداشت،

توانست دو گل زيبا را وارد دروازه رقیب خود بایرن مونیخ کند. آن‌ها با اين

كار علاوه بر اينكه موفق شدند خود را به يك افتخار بزرگ برسانند، برای

فرگوسن با تجربه نيز ارزش و اعتبار تازه‌ای خريدند و او توانست به

شهرتی جهانی دست یابد و اسطوره‌ی گذشته تيم را دوباره بازسازی

کند.

 

اسطوره‌های سرخ پوشان

 

از جمله اسطوره‌های اين تيم می‌توان به سر بابی چارلتون، جرج بست،

پيتر اشمايكل، برايان رابسون، ديويد بكهام، دنیس لاو، سولسشیر،

دانکن ادوارد، اريك كانتونا و در رأس همه آنان سر مت بازبی و سر الكس

فرگوسن اشاره نمود. بازی سازی این تیم پس از رفتن دیوید بکهام

برعهده‌ی روی کین و پس از او هم بر عهده‌ی رایان گیگز، هافبک باتجربه

ی ولزی این تیم قرار گرفت. اکنون چندی از این اسطوره‌ها را معرفی

می‌کنیم:

 

:: سر الكس فرگوسن

 

اينک رهبری تيم را سر الكس فرگوسن که اسكاتلندی است، بر عهده

دارد كه بیش از ۲۰ سال در اين سمت مشغول به كار است و منچستر

یونایتد را به يكی از بهترين تيم‌های جهان فوتبال مبدل ساخته و همواره

با استفاده از بازيكنان جوان كه از تيم‌های پايه‌ای باشگاه انتخاب و به

كار گرفته‌است، قهرمانی‌های زيادی را برای منچستر به ارمغان

آورده‌است و خود را در زمره بهترين مربيان جهان قرار داده‌است. بیشتر

افتخارات منچستر یونایتد را طرفداران این تیم مدیون او می‌دانند.

 

:: اریک کانتونا

 

از اریک کانتونای فرانسوی به عنوان بهترین و محبوب‌ ترین بازیکن تاریخ

باشگاه شیاطین سرخ نام برده می‌شود، چرا که با بازی‌های زیبا و

تماشاگر پسند خود حتی چندی پیش به عنوان بهترین بازیکن تاریخ لیگ

برتر نیز انتخاب شد.

 

کانتونا با چهره مصمم و بازی فوق العاده‌اش و به خصوص حرکات غیر

معمولی و شادی‌های پس از گل‌اش جایگاه خاصی در میان طرفداران

منچستر یونایتد دارد. اریک کانتونا در سال ۱۹۹۳ به جمع شیاطین سرخ

پیوست و در همین سال با این تیم توانست به انتظار ۲۶ ساله طرفداران

منچستر یونایتد پایان دهد و به قهرمانی لیگ برتر دست یابد .

 

:: رایان گیگز

 

ولزی محبوب اُلدترافورد که به عنوان یکی از کلاسیک ترین هافبک‌های

چپ پای جهان شناخته می‌شود فوتبال را با منچستر یونایتد آغاز کرده و

۱۶سال است که پیراهن سرخ شیاطین سرخ را می‌پوشد. گیگز با ۹

قهرمانی در لیگ برتر افتخار بزرگی را برای خود و منچستر یونایتد رقم

زده‌است.

گیگز در فصل گذشته توانست به رکورد ۵۰۰ بازی برای منچستر یونایتد

دست یابد و با توجه به تمدید ۳ ساله قراردادش می‌توان انتظار به جای

گذاشتن یک رکورد جاودانه از سوی او را داشت .

رایان گیگز که هم اکنون به عنوان یکی از محبوب‌ترین بازیکن اُلدترافورد

شناخته می‌شود، در سال ۲۰۰۰ هنگامی که با پیشنهاد چند میلیون

دلاری باشگاه لاتزیو رویرو شد بنابر درخواست خود و همامنگی با

مسئولان منچستر یونایتد قرارداد خود را تمدید کرد تا وفاداری‌اش را به

شیاطین سرخ ثابت کند.

از جمله طرفداران رایان گیگز می‌توان از «موراتی» مالک باشگاه اینتر

میلان نام برد که در طول ۳ سال تمام تلاش خود را برای انتقال گیگز به

سن سیرو انجام داد که هیچ وقت به نتیجه نرسید . در اواسط فصل

گذشته و در آستانه سال نو میلادی، موراتی اعلام کرد که «رایان گیگز

را به عنوان هدیه کریسمس برای هواداران اینتر به جمع آبی پوشان

اضافه خواهم کرد»، این وعده موراتی هیچ وقت تحقق نیافت اما با این

وعده موراتی میتوان بیشتر به ارزش رایان گیگز پی برد.

 

:: جرج بست

 

بازیکنی اهل کشور ایرلند شمالی که یکی از اسطوره‌های تاریخ باشگاه

شیاطین سرخ به حساب می‌آید. تمام افتخارات جرج بست فقط در رده

باشگاهی و با پیراهن منچستر یونایتد بود ، وی بارها با پیشنهاد

انگلیسی‌ها برای پوشیدن پیراهن تیم ملی انگلیس مواجه شد ولی

هیچ وقت حاضر نشد ملیت خود را تغییر دهد. جرج بست به دلیل مصرف

بی رویه مشروبات الکلی خیلی زود مجبور به خداحافظی از میادین

فوتبال شد و در سال ۲۰۰۵ سر انجام به دلیل بیماری، جان خود را از

دست داد.


پس از فوت وی باشگاه منچستر یونایتد یک بازی دوستانه را در

الدترافورد برگزار کرد و تمامی درآمد حاصل از این بازی را به خانواده

بست تقدیم کرد. در این بازی تماشاگران حاضر در ورزشگاه پوسترهایی

با عکس جرج بست در دست داشتند که روی آنها نوشته شده بود:

Best The Best

 

+ نوشته شده دردوشنبه 21 بهمن1387ساعت 16:2   عرفان  | 

منچستر یونایتد

منچستر یونایتد

منچستر یونایتد یکی از باشگاه‌های فوتبال حرفه‌ای لیگ برتر انگلیس است . این

باشگاه دارای استادیومی اختصاصی به نام الدترافورد با ظرفیت 76.500 نفر در

حومه‌ی شهر منچستر است كه بعد از ويمبلی بزرگ‌ترين استادیوم بریتانیا محسوب

می‌گردد . بنا بر گفتهسر بابی چارلتون به این ورزشگاه « تئاتر رویاها » نیز می‌گویند .

امروزه اين باشگاه با داشتن حدود سيصد و سی میلیون هوادار در تمام دنیا ، پر

طرفدارترین تیم در جهان است . این تیم پرافتخارترین تیم لیگ فوتبال بریتانیا نیز هست

 که در طی بیست سال از سال ۱۹۸۶ توانسته ۱۸ بار عنوان قهرمانی مسابقات

مختلف را کسب کند . منچستر یونایتد اولین قهرمانی جام باشگاه‌های اروپا را با

پیروزی ۴ بر ۱ در برابر بنفیکا در سال ۱۹۶۸ کسب کرد . همچنین این باشگاه با

قهرمانی در ۱۱ جام حذفی انگلستان ، پرافتخارترین تیم در این زمینه می‌باشد .

از سال ۱۹۹۰ باشگاه منچستر یونایتد یکی از ثروتمند ترین باشگاه‌های دنیا است و تا

به امروز که در رتبه دوم ثروتمندترین باشگاه‌ها قرار دارد ، دچار لغزش نشده است ،

اين باشگاه از لحاظ ارزش مالی باشگاه های فوتبال جهان گران قيمت ترين باشگاه

جهان محسوب ميشود.

از نوامبر ۱۹۸۶ تاکنون ، مربی مشهور اسکاتلندی ، سر الکس فرگوسن ، سکان

هدایت تیم را در دست دارد . گری نویل نیز از زمانی كه روی کین منچستريونايتد را

ترك كرد (در سال ۲۰۰۵) ، کاپیتانی تیم شیاطین سرخ را بر عهده گرفته‌است .

 

ادامه دارد...

 

+ نوشته شده درجمعه 11 بهمن1387ساعت 16:21   عرفان  | 

ماه محرم

به نام خداوند بخشنده مهربان

سلام

چه خبر؟؟

ماه محرم فرا رسیدن شهادت امام حسین(ع) و حضرت ابالفضل (ع) را تسبیت

میگم.

ببخشید نمیتونم زیاد بنویسم...درس و امتحان و....برا همین چند تا عکس گذاشتم تا

شاید بتونم یه مقدار عشقم برا امام حسین(ع)را بیان کنم.

 

+ نوشته شده دردوشنبه 23 دی1387ساعت 13:53   عرفان  |